داستان کوتاه انگلیسی مونو ی باهوش
Clever Monu :
Monu was a small boy. He was very naughty, clever and witty. His witty replies amazed everyone. One day Monu's mother sent him to the get some fruits and vegetables. Monu bought some vegetables and then went to a fruit vendor. He bought half a kilogram of pear. But the vendor was dishonest. He was cheating and weighed three fifty grams of pears only. Monu observed this and said, "These are not half kilogram of pears. These appear less."
"No, they are all right and anyway they will be easy for you to carry home."
Monu was clever. He gave money for three fifty grams of pears to the vendor. The vendor said, "I gave you half kilogram of pears. You are giving me less money."
Monu remarked, "No, the amount is correct. Besides they will be easy for you to count and carrying our pocket."
The fruit vendor was amazed at the small boy's words. Clever Monu had given him a befitting reply.
مونوی باهوش
مونو پسربچه ای کوچک بود. او خیلی شیطان، باهوش، و شوخطبع بود. پاسخ های شوخطبعانه ی وی همه را به وجد می آورد. روزی مادر مونو وی را فرستاد تا مقداری میوه و سبزی بخرد. مونو مقداری سبزی خرید و سپس نزد یک دستفروش میوه رفت. او نیم کیلو گلابی خرید. اما دستفروش متقلب بود. او داشت تقلب میکرد و تنها 150 گرم گلابی را وزن کرد. مونو این قضیه را مشاهده کرد و گفت: اینها نیم کیلو گلابی نیستند بلکه کمتر به نظر میرسند.
دستفروش گفت: نخیر اینها درست هستند و به هرحال برای تو ساده تر خواهد بود که اینها را به خانه ببری.
مونو باهوش بود. او به اندازه ی 150 گرم گلابی پول به دستفروش داد. دستفروش گفت: من به تو نیم کیلو گلابی دادم. تو داری به من پول کمتری میدهی.
مونو اظهار داشت: نه مقدار پولی که دارم صحیح است. علاوه بر این، راحت تر میتوانی اینها را بشماری و در جیبت قرار دهی.
دستفروش میوه از کلمات پسر کوچک به وجد آمد. مونوی باهوش به او پاسوخی در خور داد.
لغات مهم:
Naughty: شیطان
Witty: شوخطبع
Vendor: دستفروش
Pear: گلابی
Remark: اظهار داشتن
Besides: علاوه بر این
Befitting: درخور
Languages and Linguistics, English Translations, Etymology, Facts, Jokes