" LangLing "
زبان و زبان شناسی - Languages & Linguistics
با عرض سلام و ادب خدمت تمامی دوستان

امروز سایتی رو معرفی میکنم که زیاد به زبانشناسی مربوط نمیشه ولی میشه با کمی اغماض گفت که در پیشرفت یادگیری زبان انگلیسی نیز موثره. گرچه هدف اصلی این سایت تست هوش یا همان IQ است.

با ورود به سایت www.memorado.com و پاسخگویی به سوالات آن، میتونید توانایی های خودتون رو در حافظه و یادگیری، تمرکز، سرعت و دقت عمل، واکنش مناسب (از لحاظ ذهنی و فکری) و قدرت استدلال و منطق در زمینه های مختلف اجتماعی افزایش دهید.

سوالات به صورت انگلیسی است که در نوع خود تمرینی برای یادگیری زبان نیز هست. پس با یک تیر دو نشون بزنید و در کنار زبان آموزی هوش خودتون رو بسنجید!

[ 17 Sep 2014 ] [ 11:2 ] [ سامان دلخواه ]

داروخانه

۱- باید بروم داروخانه این نسخه را بگیرم.

I need go to drug store to get this prescription filled.

 

2- این قرص ها را بدون نسخه هم میشه گرفت.

These tablets are available over the counter.

 

3- داروی سرفه/ کرم ضد آفتاب می خواهم.

I want some cough medicine/sunscreen.

 

4- بفرمایید، هر وقت سرفه کردید این شربت سرفه را بخورید.

Here you are, drink this cough syrup whenever you cough.

 

5- تلخ هست ولی معجزه می کند.

It tastes bitter but works miracles.

 

6- میشه لطفاً تعدادی قرص ضد بارداری/ نوار بهداشتی به من بدهید؟

Could you give me some contraceptive pills/ sanitary napkins?

 

7- یکی قوطی شیر خشک و یک پستانک می خواستم.

A tin of powdered milk and a pacifier, please.

 

8- دارو های گیاهی هم می فروشید؟

Do you sell herbal remedies, too?

 

9- این دارو زخم شما را التیام می بخشد.

This drug will treat your wound.

 

10- یک لیوان را پر از آب کنید و این دارو را در آن حل کنید.

Fill a glass with water and dissolve this medicine in it.

 

11- برای سوء هاضمه دارویی دارید؟

Do you have any medicine for indigestion?

 

12- بگذارید نگاهی به قفسه های دارو بیندازم.

Let me take a look in the medicine shelves.

 

13- این دارو سوء هاضمه تان را برطرف می کند.

This medicine can cure your indigestion.

 

14- می گویند لیمو و عسل برای سرماخوردگی خوب است.

Lemon with honey is said to be a good remedy for colds.

 

15- مقدار مصرف این قرص دو عدد و سه بار در روز است.

The dosage is two tablets three times a day.

 

16- می توانید مقدار مصرف روزانه اش را کم کنید.

you can reduce the daily dose.

 

17- این قرص ها را ۳ وعده در روز بخورید.

Take these tablets three times a day.

 

18-اگر باز هم درد داشتید، هر ۴ ساعت یکبار ۲ تا از این قرص ها را بخورید.

If the pain returns, take two of the tablets every four hours.

 

19- این پماد را به آرامی به قسمت های آسیب دیده بمالید.

Rub the ointment gently into the injured areas.

 

20- زودتر از آنکه فکرش را بکنید، درد را تسکین می دهد.

It gives you relief sooner than you can imagine.

 

21- لطفاً یک شیشه ماده ضد عفونی کننده به من بدهید.

please give me a bottle of antiseptic.

 

22- آنتی بیوتیک ها را فقط با نسخه می دهیم.

Antibiotics are only available on prescription.

 

23- این پماد درد و تورم را کاهش می دهد.

This ointment will reduce soreness and swelling.

 

24- این قرص ها التهاب را کاهش می دهند.

These tablets reduce inflammation.

 

25- مواظب باشید بیش از مقدار تجویز شده مصرف نکنید.

Be careful not to exceed the prescribed dose.

 

26- ما قطره گوش/ شیاف تجویز شده را نداریم.

we do not have the prescribed eardrops/ suppository available.

[ 13 Sep 2014 ] [ 16:10 ] [ سامان دلخواه ]

مهمانی

 

۱- می خواهم دوست ایرانیم را به شما معرفی کنم.

I would like to introduce my Iranian friend to you.

2- ایشان علی گلشن هستند.

This is Ali Golshan.

3- ایشان دوشیزه اسمیت هستند.

This is Miss Smith.

4- ایشان خانم اسمیت (مجرد یا متاهل) / خانم اسمیت (متاهل) هستند.

This is Ms. smith /Mrs. smith.

5- ایشان شوهرم آقای جانسون است.

Here is my husband Mr. Johnson.

6- آن خانم کیست؟

Who is she?

7- دختری که آنجانست؟ او دختر بزرگ من است.

The girl over there? She is my elder daughter.

8- چند تا خواهر و برادر بزرگتر از خودت داری؟

How many elder brothers and sisters do you have?

9- از آشناییتان خوشحالم.

It’s nice to meet you.

10- من هم از آشنایی با شما خوشحالم.

It’s nice to meet you; too

11- اسم شما را درست نشنیدم.

I didn’t catch your name.

12- اسم من جیسون اسمیت است.

My name is Jason Smith.

13- میشه نام خانوادگیتان را برایم هجی کنید؟

Could you please spell your last name?

14- آیا جیسون یک اسم مونث است؟

Is Janson a female name?

15- نه یک اسم مذکر است.

No, it’s Is Jason a female name?

16- اسم مستعار من مایک است.

My nickname is Mike.

17-اسم کوچک شما چیست؟

What is your first name?

18- نام خانوادگی شما چیست؟

What is your last name/ family name/surname?

19- شماره تلفن شما چند است؟

What’s your telephone number?

20- کد شهری چند است؟

What is the area code?

21- اهل کجا هستید؟

Where are you from?

22- اهل انگلستان هستم.

I’m from England.

23- کجای انگلستان زندگی می کنید؟

Where do you live in England?

24- در لندن زندگی می کنم.

I live in London.

25- آیا اصالتاُ ایرانی هستید؟

Are you from Iran originally?

26- نه ، من در ایران بزرگ شدم.

No, I was brought up Iran

27- ملیت شما چیست؟

What nationality are you?

28- سوری/ پاکستانی/ ایرانی/ ترکیه ای/ انگلیسی/ آلمانی/ فرانسوی/ عراقی/ افغانی/ روسی/ فلسطینی/ چینی/ ژاپنی هستم.

I ‘m Syrian/ Pakistani/ Iranian /Turkish /English / German/ French / Iraqi / Afghani /Russian/ Palestinian / Chinese/ Japanese.

29- چه کاره هستید؟

What do you do? / What’s your job? /what are you?

30- معلم، پزشک، مهندس، دانشجو، تاجر، زرگر هستم.

I am a teacher/ a doctor / an engineer/ a university student/ a businessman/ a goldsmith.

31- برای تجارت به ایران آمده اید؟

Have you come to Iran on business?

32- نه برای تعطیلات آمده ام.

No, I’m here on vacation

33- زندگی چطوری می گذرد؟

How is life treating you?

34- خانواده تان چطور هستند؟

How is your family?

35- زبان مادری شما چیست؟

What is your mother tongue?

36-زبان مادری من انگلیسی است. به سه زبان خارجی هم می توانم صحبت کنم.

My native language is English. I can speak three foreign languages, too.

37- چند سال دارید؟

How old are you?

38- سنتان به شما نمی آید. جوانتر به نظر می رسید.

You don’t look your age. You look younger.

39- متشکرم . نظر لطف شماست.

Thank you. It’s kind of you.

40- نه جدی می گویم.

No, I really mean it.

41- شوهرم چهل سال دارد، یکی دو سال کم یا بیش.

My husband is 40, give or take a few years.

42- مردم کشور من را چطور دیدید؟

How did you find the people in my country?

43- مردم اینجا خیلی صمیمی و مهمان نواز هستند. از آنها خیلی خوشم آمد.

The people here are so friendly and hospitable. I like them very much.

44- راستش، مردم خیلی مهربان نبودند و از سفرم لذت نبردم.

To be honest, people were kind of unfriendly and I didn’t enjoy my trip.

45- نقاط دیدنی زیادی در کشور شما هست.

There are a lot of pleases for sightseeing in your country.

46- بیشتر جاذبه های گردشگری را دیدم.

I saw most of the tourist attractions.

47- مشهد رفتید؟

Did you go to Mashhad?

48- نه، فقط به اصفهان و شیراز رفتیم.

No, I just went to Shiraz and Isfahan.

49- یکی از خاطراتت را برایم تعریف کن.

Tell me one of your memories.

50- محبوبترین هنر پیشه/ سیاستمدار کشور شما کیست؟

Who is the most popular actor/politician in your country?

51- براد پیت یکی از هنر پیشه های محبوب کشور من است.

One of the popular actor in my country is Brad pit.

52- چه شکلی است؟

What is he like?

53- خوش قیافه است.

He is handsome.

54- کدام فصل را دوست داری؟

What is your favorite season?

55- بهار/ تابستان/ پاییز/ زمستان فصل مورد علاق من است.

My favorite season is spring/ summer/ fall (autumn)/ winter.

56- چه مدت می خواهید در ایران بمانید؟

How long are you are you going to stay Iran?

57- می خواهم یک هفته بمانم.

I am going to stay for one week.

58- می خواهم شما و همسرتان را به شام دعوت کنم.

I would like to invite you and your wife to dinner.

59- حتما، با کمال میل.

Sure, we’d love to.

60- خیلی دوست دارم،ولی این روزها سرم خیلی شلوغ است.

I’d like to, but I am very busy these days.

61- متاسفم. فردا داریم می رویم.

I am sorry. We are leaving tomorrow.

62- جواب نه را نمی پذیرم. باعث افتخار ماست که شما مهمان ما باشید.

I don’t take “No” for an answer. It will be our honor to have you as a guest.

63- از شهر ما سوغات خریده اید؟

Have you bought souvenirs from our city?

64- بله، یک قالیچه و یک عکس خریدم.

Yeah, I bought a rug and a picture.

65- قالیچه را چند خریدید؟

How much did you pay for this rug?

66- پنجاه دلار و هفتاد سنت

$۵۰٫۷۰ (fifty dollars and seventy cents).

67- حسابی برایتان آب خورده است.

It cost you a small fortune.

68- بر سر قیمت هم چانه زدید؟

Did you bargain over the price?

69-بله، فروشنده تخفیف خوبی به من داد.

Yes, the salesman offered me good discount.

70- امیدوارم از اقامتتان در ایران لذت ببرید.

I hope you will enjoy your stay in Iran.

71- باید بروم.

I must be going.

72- اگر به کمک من نیاز داشتید با این شماره تماس بگیرید. در خدمت شما هستم.

If you ever need my help, call this number. I am at your service.

73- حتماُ، از آشنایی با شما خوشوقت شدم.

Sure, it was nice meeting you.

74- من هم همینطور.

Same here.

75- سلام من را به دوستانت برسان.

Say hello to your friends for me. / Remember me to your friends.

76- مواظب خودت باش. به امید دیدار.

Take care. See you later.

77- خدا نگهدار.

So long.

 

[ 21 Aug 2014 ] [ 11:22 ] [ سامان دلخواه ]

تشخیص بیماری و تجویز پزشک


۱۹- تشخیص تون چیه دکتر؟

What is your diagnosis doctor?

20- فکر می کنم شما کاملاً سالم هستید.

I think you are quite healthy.

21- دماسنج ۴۱ درجه را نشان می دهد.

The thermometer reads 41 degrees.

22- شما تب بالای ۴۰ درجه دارید.

You are running a fever with a temperature of over 40.

23- فشار خون تون بالا / پایین است.

Your blood pressure is high / low.

24- نبض تون منظم نمی زند.

You have an uneven pulse. / You have an irregular pulse.

25- پدر بزرگ تون ممکن است دچار ایست قلبی بشود.

Your grandfather might suffer a cardiac arrest.

26- تشخیص من فتق است و شما باید فتق بند ببندید.

My diagnosis is hernia and you to wear a truss.

27- شما باید عمل کنید.

You should have an operation.

28- باید هر چه سریعتر از سینه تان عکس بگیرید.

You should take an X- ray of your chest as soon as possible.

29- با این قلب ضعیف آیا فکر می کنید از زیر عمل بیرون می آید؟

With such a weak heart, do you think she can come through the operation?

30- باید عمل کنیم تا سنگ کلیه اش را در بیاوریم.

 We have to have an operation to remove his kidney stone.

31- امیدوارم عمل جراحی موفقیت آمیز باشد.

I hope the operation will be a success.

32- باید دیالیز بشود. مشکل کلیه دارد.

We have to put him on a kidney machine. He has a kidney problem.

33- تا اثر بیهوش کننده از بین نرود، او کاملاً به هوش نمی آید.

She won’t be fully conscious until the effects of the anesthetic have worn off.

34- می توانیم یک کلیه به او پیوند بزنیم.

We can transplant a kidney into him.

35- باید یک اهداء کننده کلیه پیدا کنید.

You need to find a kidney donor.

36- امیدوارم که بدن پیوند را قبول کنه.

 I hope the transplant won’t be rejected.

37- باید در این بخش بستری شود.

He has to be hospitalized in this ward.

39- به خاطر آفتاب زدگی / سرطان پوست تحت درمان قرار گرفت.

She was treated for sunstroke/ skin cancer.

40- تشخیص من طاعون/ وبا/ اسهال خونی است.

 My diagnosis is plague/ cholera/ dysentery.

41- معمولاً شرایط غیر بهداشتی عامل عمده این بیماری ها است.

Unhygienic conditions are usually the main causes of these illnesses.

42- طفلی بچه شما آبله مرغان / سرخک/ اوریون گرفته است.

Your poor child has caught chicken-pox/measles/mumps.

43- مطمئن نیستم، ولی ممکن است مالاریا/ کزاز باشد.

I am not sure, but it might be malaria/ tetanus.

44- مطمئن هستید من هپاتیت /یرقان دارم؟

Are you sure my illness is hepatitis / jaundice?

45- معمولاً غذا چی می خورید؟

What do you usually eat?

46- رژیم غذایی من فقط میوه و سبزیجات است.

I live on a diet of fruit and vegetables.

47- بهتر است هر روز صبح ورزش کنید.

You had better exercise every morning.

48- زیاد سیگار می کشید؟

Are you a heavy smoker?

49- سیگاری خرابم.

Yes, I am a chain smoker.

50- آب پرتقال تازه بخورید.

Drink fresh orange juice.

51- بهتر است وزنتان را هم کم کنید.

You had better lose weight, too.

52- خدا را شکر که نباید بستری بشوم!

Thank God I should not be hospitalized!

53- مشکل حادی نیست، فقط قوزک پایتان پیچ خورده است.

It’s nothing very serious. You have just sprained your ankle.

54- یک آسپرین بخورید و دراز بکشید.

Take an aspirin and lie down.

55- فکر می کنم زانویتان در رفته است.

I guess you have a dislocated knee.

56- نگران نباشید، استخوانتان نشکسته است. فقط مو برداشته است.

Don’t worry, your bone isn’t broken; it’s just a hairline fracture.

57- دکتر استخوان هایم را جا انداخت.

The doctor set my bones.

58- استخوانهایتان هنوز جوش نخورده است.

The bones are not fused yet.

59- چه مدت باید پایم تو گچ باشد؟

How long should my leg be in plaster?

60- یک مدتی باید با عصا راه بروید.

You have to go round on crutches for a while.

61- این هم یک نسخه برای مشکل تان.

Here is a prescription for your problem.

62- هر روز از این قرص ها دو تا بخورید.

Take two of these tablets every day.

63- من هیچ وقت آرام بخش تجویز نمی کنم.

I never prescribe tranquilizers.

64- قبل از اینکه شما مسافرت بروید، باید واکسن وبا بزنید.

You will have to be vaccinated against cholera before you can travel.

65- اگر دارویت را نخوری خوب نمی شوی.

You won’t get better if you don’t take your medicine.

66- باید بچه تون را گول بزنید تا دارویش را بخوره.

You should coax your child to take his medicine.

67- شما باید سبزیجات خام زیاد بخورید.

 You should eat plenty of raw vegetables.

68- اگر یبوست دارید، باید سبزی و میوه بیشتر بخورید.

If you’re constipated, you should eat more vegetables and fruit.

69- توصیه می کنم پرتقال و دیگر مرکبات بخورید.

I advise you to eat orange and other citrus fruits.

70- آیا به پنیسیلین حساسیت دارید؟

Are you allergic to penicillin?

71- یک آمپول به شما می زنم تا دردتان کم بشود.

I will give you an injection to dull the pain.

72- باید زخم شما را با ماده ضد عفونی کننده تمیز کنم.

I have to clean your wound with antiseptic.

73- یک کم ممکن است بسوزه.

It may sting a little.

74- حالا باید آن را باند پیچی کنم.

Now I have to put a bandage on it.

75- دکتر یک دوره آنتی بیوتیک برام تجویز کرده است.

The doctor has put me on a course of antibiotics.

76- دکتر گفت دو بار در روز چشم هایم را شستشو بدهم.

The doctor told me to bathe my eyes twice a day.

77-دکتر سوابق بیماریش را بررسی کرد.

The doctor checked up on his patient’s records.

78- دکتر بهم گفت سیگار کشیدن را کم کنم.

The doctor told me to cut down on my smoking.

79- او گفت سیگار و کلسترول بالا دلایل اصلی بیماری قلبی است.

He said smoking and a high cholesterol level are the main causes of heart disease.

80- دکتر بهم گفت باید یک مدت غذاهای چرب را کنار بگذارم.

The doctor said I ought to lay off fatty foods for a while.

81- دکتر برام نسخه نوشت.

The doctor made out/ wrote a prescription for me.

82- آنطوری که دکترم گفت من هشت کیلو اضافه وزن دارم.

According to my doctor, I’m 8 kilos overweight.

83- دکتر می گوید باید قرص بخورم.

My doctor says I should go on the pill.

84- دکتر مرا پیش روانپزشک فرستاد.

The doctor referred me to a psychiatrist.

85- دکتر برای سرفه ات چی تجویز کرد؟

What did the doctor prescribe for your cough?

86- دکتر به من یک پنیسیلین زد.

The doctor gave me a penicillin injection.

87- بزودی بهت مرفین می زنند.

They will inject you with morphine soon.

88- این دارو باید تحت نظر پزشک مصرف بشود.

This drug should only be taken under the supervision of a doctor.

[ 28 Jul 2014 ] [ 11:23 ] [ سامان دلخواه ]

شکایت بیمار


۱- دکتر، امروز حالم خوب نیست.

Doctor, I am not feeling well today.

2- مشکل تون چی است؟

What’s the matter with you? / What’s wrong with you?

3- حالت تهوع دارم.

I feel sick. / I feel queasy.

4- معمولاً بعد از ناهار یا شام حالت تهوع پیدا می کنم.

I usually feel like throwing up after lunch or dinner.

5- شب زیاد سرفه می کنم.

I cough a lot at night.

6- آیا شب ها خر پف می کنید؟

Do you snore at night?

7- اول دماغم آب می آمد، ولی حالا گرفته است.

At first my nose was runny, but now it is stuffed up.

8- می بینم که صداتون هم گرفته است.

I see you are hoarse, too.

9- رنگ تون پریده. لطفاً پیراهنتان را بزنید بالا.

You look pale. Pull up your shirt, please.

10- دهانتان را خوب باز کنید. می خواهم نگاهی به گلویتان بیاندازم.

Open your mouth wide; I want to look at your throat.

11- بگذارید نبض تون/ فشار خونتون را بگیرم.

Let me take your pulse/ blood pressure.

12- این دماسنج را زیر زیانتان بگذارید.

Rest this thermometer under your tongue.

13- کمرم بد جوری درد می کند.

I have a terrible backache.

14- سرما خورده ام و بدنم سست است.

 I have a cold and feel sluggish.

15- سینه ام درد می کند.

 I have a pain in my chest.

16- چشم چپم درد شدیدی / خفیفی دارد.

 I have a sharp pain/ dull pain in my left eye.

17- دیروز دو بار غش کردم.

I passed out/ fainted twice yesterday.

18- میشه برام آزمایش ادرار و خون بنویسید؟

Will you please order some urine and blood tests for me?

[ 28 Jul 2014 ] [ 11:20 ] [ سامان دلخواه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

Links
Advertisement
تحلیل آمار سایت و وبلاگ